|
- آفت: به كليه جانوراني گفته مي شود كه به گياه واندام هاي گياهي و محصولات كشاورزي آسيب مي رسانند. خسارات ناشي از آفات اغلب با ازبين رفتن نسبتا سريع قسمتي از گياه يا محصول همراه است. - مبارزه: كنترل و تضعيف دشمنان طبيعي گياهان را كه به منظور محدود ساختن خسارات ناشي از آنها صورت مي گيرد را مبارزه مي نامند. - پيشگيري: مجموعه عملياتي كه شرايط زيستي را براي نشو و نما و تكثيرآفات و عوامل بيماري زا نامساعد سازد را پيشگيري مي گويند. - ماده مؤثره: تركيبات شيميايي هستندكه در سموم تجارتي به مقداركافي وجود داشته و از خاصيت آفت كشي برخوردارهستند. در اين مورد به عنوان مثال مي توان به ديازينون ۶۰ درصد امولسيون اشاره كردكه داراي۶۰ درصد ماده مؤثره سمي و ۴۰ درصد مواد همراه غير سمي مي باشد. - مواد همراه: موادي هستندكه قابليت حل شدن وچسبندگي محلول را افزايش داده يا به عنوان تركيبات امولسيون كننده، خيس كننده و پخش كننده عمل نموده و سبب رنگين شدن سموم مي شوند. - LD 50 (درجه سميت): اين اصطلاح امروزه كاربرد بسياروسيعي داردكه به اين صورت تعريف مي شود: مقدارسم خالص برحسب ميلي گرم به ازاء هركيلوگرم وزن بدن كه باعث مرگ و حذف حداقل ۵۰ درصد جانوران و يا آفات مورد آزمايش گردد را LD 50گويند. هرقدر مقدار عددي LD 50 سم كوچك تر باشد درجه سميت و قدرت تخريب كنندگي و تأثير آن بيشتراست و برعكس هرقدر مقدار عددي آن بزرگ تر باشد به اين مفهوم است كه درجه سميت آن كمتر است. - دوره كارنس: عبارت است از مدت زماني كه سم مي تواند پس ازسمپاشي درمزارع سميت و تأثيرات مخرب خود را حفظ نمايد. دوره كارنس هريك از سموم دفع آفات نباتي متفاوت است. دوره كارنس برخي ازسموم پايين است .مثلاً دوره كارنس براي سم مالاتيون يك هفته است. اين دوره براي بعضي سموم زياد است. از جمله مي توان سم متاسيستوكس را نام برد كه دوره كارنس آن به مدت سه هفته است. معمولا بايد در فصل برداشت و در زمان برداشت محصول درخصوص مصرف اين سم و سم هاي مشابهي كه دوره كارنس طولاني دارند دقت كرد و احتياط نمود تا سلامتي مصرف كنندگان به خطر نيفتد. - بيماري: اختلالاتي است كه درگياه توسط عواملي مانند قارچ ها، باكتري ها، ويروس ها، نماتدها و عوامل غير زنده محيطي بوجود مي آيد كه غالباً تدريجي بوده و در نهايت تغييرات قابل مشاهده اي را درگياه آشكارمي سازد. - كلروز: بافت هاي سبزگياهان، غالبا در اثر آلودگي به وسيله عوامل بيماري زا به رنگ زرد درآمده، طراوت و شادابي خودرا ازدست مي دهند كه اين حالت را كلروز مي نامند. - نكروز: خشك شدن ومرگ بافت هاي گياهي درمتن سبز و زنده گياه را بدون آنكه سلول ها از هم جدا و متلاشي شوند نكروز مي گويند كه ممكن است به وسيله اغلب عوامل بيماري زا به وجود آيد. - پوسيدگي: عبارت است از در هم ريختگي، فساد و تجزيه ميوه ها، ريشه ها، پيازها، غده ها و برگ ها است كه در اثر حمله و فعاليت برخي از قارچ ها و باكتري ها ايجاد مي شود و ممكن است به حالت پوسيدگي نرم (له شدگي) يا پوسيدگي خشك باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 23:46  توسط مصطفی احمدی
|
بعد از اينكه گياه دوره رشد رویشی خود را در خزانه سپري كرد بايدكار انتقال نشاء به زمين اصلي را انجام داد. مرحله 6-4 برگ حقيقي معمولاً بهترين مرحله براي انتقال نشاء به زمين اصلي مي باشد. بهتر است در اين مرحله ابتدا خزانه آبياري شده وگياهچه را از زمين مرطوب بيرون آورد. در انتقال نشاء به زمين اصلي رعايت نكات زيرضروري است: 1- بهتراست ابتدا زمين آبياري شود و بعد ازگاو رو شدن زمين اقدام به نشاءكاري كرد. 2- نشاء كاري بايد عصرها وهنگام غروب كه شرايط دمايي مناسب تر است انجام شود. 3- هنگام نشاءكاري بايد سعي كرد مقداري از ساقه در خاك قرارگيرد. 4- بعد از نشاء كاري بايد 4-3 روز هر روز صبح زمين را آبياري كرد و فواصل آبياري را به تدريج زياد كرد. 5- بعد از نشاء كاري بايد واكاري را انجام داد تا مزرعه سطح سبزيكنواخت داشته باشد. 6- واكاري را بايد در اولين فرصت انجام داد و هرگونه تأخير در انجام واكاري مي تواند در امر برداشت محصول در زمان مناسب ايجاد مشكل نمايد. معمولاً قبل از انتقال نشاء به زمين اصلي بايد براي سازگاري بيشترگياه وجلوگيري از تنش هاي ناشي از تغييرمحيط بسته به شرايط آب و هوايي هر منطقه تقريباً به مدت دوهفته نشاء ها را درهواي آزاد قرارداد تا به شرايط جديد عادت نمايند. بدين ترتيب كه پوشش خزانه را شبها كمي باز نگه مي دارند و به تدریج دفعات ومدت زمان بازكردن سرپوش را بيشترمي نمايند تا نشاء هاكاملاً به هواي بيرون سازگارشوند. در مناطق سرد و معتدل نشاء را مي توان از اوايل ارديبهشت ماه به زمين اصلي منتقل كرد. در مناطق گرمسيرجنوب كارانتقال نشاء از نيمه دوم شهريورماه كه شرايط آب و هوايي مساعد مي شود، آغاز مي گردد.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 1:59  توسط مصطفی احمدی
|
كنترل علف هاي هرز به لحاظ اثرات زیانباری كه در رقابت باگياهان زراعي درجذب آب و مواد غذايي وگسترش آفات و بيماري ها وافزايش هزينه هاي توليد دارند بايد مورد توجه مدير مزرعه قرارگيرد. براي كنترل علف هاي هرز نيز ابتدا بر مبارزه به روش غير شيميايي تاكيد مي شود. بنابراين بايد سعي شود براي كنترل علف هاي هرز ازكنترل به روش مكانيكي اقدام شود تا ضمن تغييرشرايط محيط به نفع گياه زراعي از آلودگي محيط زيست جلوگيري به عمل آيد. در اين روش با انجام عمليات شخم قبل ازكاشت و با استفاده از وسايلي نظير پنجه غازي علف هاي هرزكنترل مي شوند . يكي ديگر از روش هاي کنترل علف هاي هرز روش شيميايي است. دراين روش از علف کش هاي انتخابي گوجه فرنگي به شرح زيراستفاده مي شود : الف- سنكور (متريبيوزين): اين علف كش به دوصورت قبل از كاشت و بعد از استقرار كامل گياه مصرف مي شود. در حالت قبل ازكاشت، محلول سم را به ميزان 700-500 گرم با حدود 400 -300 ليتر آب در هكتار مخلوط كرده وآن را بر روي زمين پاشيده و به وسيله ديسك سبك با خاك مخلوط مي نمايند. در حالت دوم (بعد از استقرار كامل بوته)علف كش به ميزان 1000 -750 گرم با حدود چهار صد ليتر آب مخلوط و در سطح يك هكتار مصرف مي شود. اين سم حدود2 هفته پس ا ز انتقال نشاء به زمين اصلي و پس از استقراركامل نشاء در مرحله 8-6 برگي مورد استفاده قرار مي گيرد. در اين حالت علف كش بر روي علف هاي هرز روئيده دركف جوي ها و تنها در مرحله اي كه علف هاي هرز خيلي كوچك هستند، پاشيده مي شود. هرگونه تأخير در سمپاشي فقط اثرسطحي روي علف هاي هرز دارد. ب- ترفلان (تريفلورالين): اين علف كش به ميزان 3-2 ليتر در هكتار و دو هفته قبل از نشاء كاري به خاك پاشيده وسريعاْ آن را تا عمق 5 سانتي متري با خاك مخلوط مي نمايند. دراين حالت بايددقت شود بستركاملا خردشود تا سم در تماس بهتر ي با بذر علف هاي هرز قرار گيرد. اين علف كش بر روي علف هاي چمني يك ساله مثل تاج خروس و خرفه مؤثر است. ميزان مصرف سم ترفلان با سنگيني خاك ارتباط دارد. هرچه خاك سنگين تر باشد ميزان مصرف سم در واحد سطح بيشتر افزايش يافته و زمان مصرف تا هنگام كاشت بيشترمي شود. ج- ديفناميد: اين علف كش را مي توان به صورت پيش رويشي براي كنترل علف هاي هرز يك ساله گوجه فرنگي استفاده كرد. بهترين زمان استفاده از اين علف كش هنگام بذر پاشي يا بلافاصله بعد ازآن مي باشد. پس ازكشت بذر بايد سمپاشي به صورت يكنواخت صورت گرفته و بلافاصله آبياري انجام شود. به طوركلي گياهان نشاءكاري شده در مقايسه با گياهان بذركاري نسبت به علف كش ها داراي تحمل پذيري و مقاومت بيشتري هستند. اما هنگامي كه گياه بذركاري داراي 4 برگ حقيقي شود مي تواند نسبت به علف كش ها مقاوم شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 1:8  توسط مصطفی احمدی
|
بادام زمینی یکی از گیاهان روغنی و مشهور به پسته زمینی یا بادام خاکی، با نام های انگلیسی Peanut و groundnuو نام علمی (Arachis hypogaea L.) گیاهی است که در نواحی حاره ای تا نزدیک به معتدل جهت روغن گیری از دانه آن، تولید کره و مصرف آجیلی کشت می شود. دانه بادام زمینی از نظر کیفیت روغن و پروتئین بسیار خوب است. بادام زمینی احتمالاً بومی منطقه ای در آمریکای جنوبی واقع در حد فاصل بین آرژانتین و بولیوی (Gran Chaco) است. گزارش ها حاکی است که قدیمی ترین نواحی کشت بادام زمینی به جوامع بومی پرو است که در 2 تا 3 هزار سال قبل از میلاد و قبل از کشف آمریکا در آنجا ساکن بودند. ظاهراً در قرن شانزدهم میلادی به وسیله پرتغالی ها از برزیل به آفریقای غربی و یا از طریق ساحل غربی آمریکا به آسیا، آفریقا راه یافت. امروزه می توان آفریقا را مرکز اساسی تنوع بادام زمینی دانست. این دانه روغنی طوری در قاره آفریقا جا افتاده که بسیاری از آفریقایی ها باور ندارند که بادام زمینی یک محصول وارداتی است. هند، چین، ایالات متحده آمریکا، سنگال، نیجریه و اندونزی مهم ترین تولید کنندگان بادام زمینی در جهان به شمار می روند. از کل دانه های روغنی تولید شده در هندوستان 45 درصد مربوط به بادام زمینی است. فرانسه بزرگترین وارد کننده روغن بادام زمینی است که سالانه حدود دو میلیون تن روغن خریداری می کند. بادام زمینی طی قرن حاضر از اروپا به ایران آورده شد و کشت آن در استان های گیلان، گلستان و مناطق دزفول و جیرفت رایج است. دانه بادام زمینی بیشتر به عنوان آجیل مورد استفاده قرار می گیرد. پتانسیل عملکرد بادام زمینی به بیش از 7 تن دانه در هکتار می رسد و عملکرد های بیش از 5/2 تن دانه در هکتار مطلوب می باشد.
+ نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 0:8  توسط مصطفی احمدی
|
|
|